ما را دنبال کنید

جستجوگر

سفارشات کتاب و ثبت نام کارگاه ها

    برای سفارش کتاب ها و ثبت نام در کارگاه ها با شماره تلفن زیر تماس حاصل فرمایید:

    09392215380

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 27
  • کل نظرات : 14
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 2
  • تعداد اعضا : 10
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 11
  • بازديد ديروز : 47
  • بازديد کننده امروز : 5
  • بازديد کننده ديروز : 7
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 0
  • بازديد هفته : 175
  • بازديد ماه : 546
  • بازديد سال : 6,139
  • بازديد کلي : 32,693
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 3.238.8.102
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

معرفی کتاب ها

تخفیف ویژه کتاب به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید 99-98

🛍 🎉 #کتاب بخوانیم

سی درصد تخفیف ویژه شهریور تا آبان ماه 98

☎️  شماره تلفن جهت تهیه کتاب :

☎️ 09392215380

🆔 @zendegi110

🆔 @Nourgustar

كارگاه هاى آموزشى نورگستر

   

انسان و دين

يكى از مباحث مهم فلسفه دين، موضوع انسان و دين و چگونگى‏رابطه آنها است. رابطه انسان و دين زمانى درست ترسيم مى‏شود كه‏حقيقت دين و حقيقت انسان به خوبى شناخته شود، وقتى حقيقت دين وانسان، درست تبيين گرديد، پيوند انسان و دين نيز به خوبى روشن‏مى‏شود.

سرّ اينكه در آغاز بحث‏بايد حقيقت دين و انسان تبيين شود آن‏است كه اولا شناخت هر مجموعه اي در گرو شناخت اجزاء آن است وثانيا با شناخت طرفين ارتباط، روشن مى‏شود كه دين چگونه انواع ‏روابط انسان، يعنى رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با انسان‏هاى ديگر، رابطه انسان با طبيعت و جهان آفرينش و رابطه‏انسان با خود را تنظيم مي كند. از اين رو در آغاز اين سخن لازم‏ است ‏به تعريف دين پرداخته و حقيقت دين تبيين گردد.

تعريف دين

آنچه كه امروز به نام دين شناخته مى‏شود از تنوع فراوانى‏برخوردار است، توحيد و يكتاپرستى، اعتقاد به قدرتهاى جادويى،اعتقاد به تقدس برخى حيوانات و اشياء و اشكال گوناگون بت پرستى ‏و حتى مكاتبى چون ماركسيسم و اومانيسم را دين مى‏نامند و در شاخه‏هاى مختلف علوم، نظير فلسفه دين، جامعه‏شناسى دين و روان‏شناسى دين مورد بررسى و كاوش قرار مى‏گيرند. اين تنوع وگستردگى موجب شد تا عده‏اى مدعى شوند امكان تعريف واحدى از دين ممكن نيست و ارائه تعريفى كه جامع افراد و مانع اغيار باشد امكان‏پذير نمي باشد.

اکنون به لحاظ اينكه زمينه تعريف دين را فراهم كنيم‏تذكر نكاتى چند لازم و ضرورى است.

1- مراد ما از دين، دين وحيانى و الهى است نه هر چه كه نام‏ دين بر او نهاده مى‏شود. توضيح مطلب آن كه در يك تقسيم بندى كلى ‏دين را به دو دسته الهى و وحيانى و بشرى تقسيم مى‏كنند. اديانى‏كه ساخته انسان است و ريشه در نيازهاى آدمى دارد و انسان به‏دليل برخى نيازهاى روانى يا اجتماعى به پيروى از باورها وعقايد و رفتارهايى، كشانده شده است. دينى كه بر پايه بت پرستى‏يا اعتقاد به نيروهاى جادويى و مانند آن تشكيل شده است دينى‏بشرى است.

مراد ما از دين، دين وحيانى و الهى است نه هر چه كه نام‏ دين بر او نهاده مى‏شود.  

اما اديان الهى و وحيانى، اديانى هستند كه ريشه در غيب دارند پايه و اساس آنها بر وحى و پيام الهى استوار است، و انسان نه‏سازنده دين بلكه دريافت كننده پيام الهى است كه بايد به آن‏اعتقاد پيدا كرده و به محتواى وحى ملتزم شده و

سلوك فردى واجتماعى خود را بر آن اساس تنظيم كند. مراد ما در اين نوشتار،دين الهى و وحيانى است نه دين بشرى.

2- در تعريف دين بايد از خلط بين دين و تدين، دين و ايمان‏ اجتناب كرده چنانكه در نوشته‏ها گاهى دين را به باور و اعتقاد تعريف كرده‏اند چنانکه بعضى در تعريف دين گفته‏اند: دين اعتقاد به هستيهاى روحانى‏است و يا گفته‏اند: دين نظام يك پارچه‏اى از باورداشتها و عملكردهاى مرتبط به چيزهاى مقدس است كه از طريق آنها گروهى ازآدمها با مسائل غايى زندگى بشرى كلنجار مى‏روند و يا برخى‏گفته‏اند: دين اعتقاد به خدايى سرمدى است. يعنى، اعتقاد به اين‏كه حكومت و اراده‏اى الهى بر جهان حكم مى‏راند، خدايى كه با بشرداراى مناسبات اخلاقى است و بعضى مى‏گويند: جوهر دين عبارت است‏از احساس وابستگى مطلق. در اين گونه از تعاريف بين ايمان و دين و نيز دين‏دارى با دين خلط شده است در حالى كه ايمان و تدين با دين متفاوت است. زيرا تدين و ايمان وصف انسان است در حالى كه دين حقيقتى است كه خداوند آن را به صورت پيام در اختيار انسان قرار مى‏دهد. 

عدم امكان تعريف ماهوى از دين

تعريف ماهوى از دين ميسر نيست زيرا تعريف ماهوى از چيزى به ‏بيان ماهيات و ذاتيات آن چيز است. حقايقى كه به جنس و فصل ياجنس و رسم، به حد تام يا حد ناقص تعريف مى‏شوند تعريفشان تعريف‏ماهوى است اما دين به دليل اين كه ماهيت ندارد و چيزى كه ماهيت‏ندارد جنس و فصل ندارد پس تعريف دين به حد تام يا ناقص‏امكان‏پذير نيست. اما به لحاظ اينكه دين مفهوم است مى‏توان تعريف ‏مفهومى از آن ارائه داد. و به عبارت ديگر براى دين نمى‏توان‏تعريف منطقى كه مركب از جنس و فصل باشد ارائه داد، اما ارائه‏تعريف مفهومى از آن ممكن است و لذا در تعريف دين مى‏گوييم: «مجموعه عقايد و قوانين و مقرراتى كه هم به اصول فكرى بشر نظردارد؛ و هم در باره اصول گرايشى وى سخن مى‏گويد؛ و هم اخلاق و شئون‏زندگى او را تحت پوشش قرار مى‏دهد» و به ديگر سخن، «دين مجموعه‏عقايد و اخلاق و قوانين و مقرراتى است كه براى اداره جامعه‏ انسانى و پرورش انسانها در اختيار انسان قرار دارد».

با توجه به تعريف فوق روشن مى‏شود دينى كه مبتنى بر وحى است ‏از بخشهاى گوناگون تشكيل مى‏شود يك بخش آن عقايد است ‏يعنى حقايق‏ و واقعياتى كه باور و اعتقاد به آنها از مسلمانان خواسته شده‏است مانند خدا، وجود قيامت و معاد، نبوت و بهشت و دوزخ و امثال‏ آنها.

بخش ديگر آن اخلاقيات است ‏يعنى تعاليمى كه فضائل و رذايل‏اخلاقى را به انسان شناسانده و راه تهذيب نفس از رذايل و تخلق‏به فضائل را به وى ارائه داده است.
بخش ديگر آن شريعت و مناسك و احكام و مقررات است كه چگونگى‏تنظيم روابط اجتماعى حقوقى و مدنى و سلوك اجتماعى و كيفيت‏روابط اقتصادى و سياسى و نظامى در اين بخش قرار مى‏گيرد.

 تعريف ماهوى از دين ميسر نيست زيرا تعريف ماهوى از چيزى به ‏بيان ماهيات و ذاتيات آن چيز است.

اقسام دين 

دين در يك تقسيم ابتدايى به دو قسم حق و باطل منقسم مى‏شود.

زيرا مجموعه عقايد و مقررات اخلاقى يا حق است و يا باطل و ياممزوج از حق و باطل است. ناگفته نماند اگر مجموعه عقايد و اخلاق‏و مقررات حق باشد آن را دين حق مى‏گويند و در غير اين صورت آن‏را دين باطل گويند. و نيز دينى كه مجموعه حق و باطل باشد،دينى باطل است. قرآن كريم ره آورد انبياء را دين حق مى‏داند چراكه عقايد و اخلاق و مقررات آن مطابق

با حق است زيرا آنچه كه‏ مطابق نظام هستى و محصول خداى سبحان است، حق است. قرآن ‏مى‏فرمايد: «الحق من ربك‏» حق از پروردگار سرچشمه مى‏گيرد و درجاى ديگر فرمود: «ولايدينون دين الحق‏» ، به دينى كه دين حق است متدين نمى‏شوند.

دين الهى كه ره آورد همه انبياست، اسلام است چنان كه فرمود: «ان‏الدين عندالله‏الاسلام‏» و اسلام دين حقى است كه غير آن دين از كسى مقبول نيست ‏«و من يبتغ غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه‏» هر كس آئينى غير ازاسلام را انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد.

اما دين باطل ره آورد طاغوت و طاغوتيان است، قرآن وقتى ازفرعون سخن مى‏گويد مى‏فرمايد: فرعون به قومش گفت: «انى اخاف ان‏يبدل دينكم او ان يظهر فى الارض الفساد» من مى‏ترسم موسى‏كليم(ع)دين شما را عوض كرده يا در سرزمين شما فساد ايجاد كند ولذا بايد او را بكشيم. يعنى موسى مى‏خواهد آيينى كه در كشور مصرحكومت مى‏كند و بر افكار و انديشه مردم سايه افكنده، دگرگون‏سازد. آنچه كه بر مردم مصر حكومت مى‏كرد مجموعه عقايد و اخلاق وقواعد و مقررات اجتماعى و نظامى و سياسى بود و محصول انديشه‏بشر طاغى كه قرآن از آن به دين ياد مى‏كند. گرچه دين باطل است. 

برچسب ها

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

نظرات ارسال شده

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید: